جمعى از نويسندگان

485

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

از گل آفريد ( انعام 2 ) ، وَهُوَ الَّذى أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَىء ( انعام 99 ) ، هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُورا ( يونس 5 ) ، هُوَ الَّذى يسَيرُكُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْر ( يونس 6 ) ، وَ هُوَ الَّذى أَحْياكُمْ ثُمَّ يميتُكُمْ ثُمَّ يحْييكُم ( حج 66 ) و امثال اين آيات كه فراوان است كه همگى آثار در عالمِ وجود را به خداوند نسبت مىدهد نه به أسماء او ، در حالى كه آنچه كه به عنوان مثال از روايت و ادعيه آورده شد ظاهرش به أسماء نسبت داده شده ؟ فاعل « ما منه الوجود » و فاعل « ما به الوجود » در جواب از اين سؤال ميتوان گفت كه : فاعل در اصطلاح اهل حكمت به دو فاعل تقسيم شده ، يك : فاعل « ما منه الوجود » ، دو : فاعل « ما به الوجود » منظور از اوّلى آنست كه هر چه كه مىخواهد از مرتبة عدم به عالم وجود پا گذارد و موجود شود به فاعل ما منه الوجود نياز دارد ، فاعلى كه از او وجود و هستى و آثار مربوط به هستى ظاهر مىشود كه به اتّفاق جميع اديان توحيدى اين چنين فاعلى فقط ذاتِ الهى است ، امّا منظور از دوّمى يعنى « فاعل ما به الوجود » آنست كه آن حقايقى كه واسطه در ايجاداند و به واسطة آنها و از دريچة وجودى آنها خداوند باقى هستى و آثار مربوط به آنها را ايجاد مىكند آنها « فاعل ما به الوجود » است از اين رو به أسماءِ الهى به جهت اينكه مخلوقات براى اتّصاف به كمال به آنها نياز دارند « لِفَاقَةِ الْخَلْقِ إِلَيهَا » را ميتوان « فاعل ما به الوجود » ناميد يعنى خداوند از دريچة أسماء فيض خاصّ و مربوط به إسم خاصّ را افاضه مىكند مثلًا خداوند با إسم الشّافى ( شفا دهنده ) ظهور كرده وقتى بندة مريض ، او را به اين إسم ميخواند فيضى كه از دريچة إسم الشّافى به بندة مريض سرازير مىشود عافيت است و همين‌طور ديگر أسماء كه در حديث قبلى آمد كه خداوند بخاطر احتياج خلقش - أعمّ از ملكوتيان و ناسوتيان - به أسماء كلّى و جزئى ظهور كرد تا از دريچة أسماء ، او تعالى شناخته شود وخوانده شود و خداوند هم از دريچة أسماء فيض ابتدائى و استدامهاى را افاضه كند . همين‌طور به حسب روايات « 1 » اوّل موجود روحانى « عقل » است يا « روح » نزديكترين مخلوق به خداوند است و تا عقل و روح آفريده نشود به موجودات جزئى مثل انسانها عقل و روح افاضه نمىشود يعنى خداوند از دريچة وجودى عقل كلّ و روح كلّ به موجودات جزئى عقل و روح افاضه مىكند - البته اگر اين دو ، دو حقيقت باشند و حقّ آنست كه يك حقيقت به دو اعتبارند - و فيضى كه از دريچة أسماء و موجودات مقرّب نازل مىشود رنگ آنها را دارد و افاضه مىشود لذا تا أسماء و ملائكة مقرّب ( مُدبّرات أمر ) بلكه تا انوار أنبياء

--> ( 1 ) - خطالب به پيامبر : لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك ( سيد شرف الدين حسينى استرآبادى ، تأويل الآيات الظاهره ص 430 ، در حديث كساء به اين معنا اشاره شده كه بخاطر خمسه طيّبه ( پيامبر و اهل بيت او ) آسمانها و همه چيز آفريده شد .